محمد و طهورامحمد و طهورا، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

meta's twins

دوران نقاهت

بمیرم واستون.البته واسه خودم هم بمیرم.سه هفته تمام بی خوابی همراه با سرما خوردگیم رو بدون استراحت پشت سر گذاشتم.اول محمد رو بردم دکتر.تب کرده بود .دکتر گفت مادر زودتر علائم بیماری رو درک میکنه.فعلا"مشکلی نداره.سه روز بعد طهورا سرما خورد.اینبار طهورا رو بردم.خدارو شکر زود بردمش و جدی نشد.به دکتر گفتم به پسرم هم همین دارو رو بدم؟گفت:خودت می دونی.کاش می بردمش. شب خوابونده بودمش که دیدم بیدار شده.شیر بهش دادم خوابش برد اما سرم رو پایین نذاشته بودم که دوباره بیدار شد.شیر خشک دادم باز تکرار همون ماجرا.بلند شدم که بغلش کنم دیدم پسریم داره تو تب می سوزه و لج افتاد و شروع به گریه کرد.سریع لباسش رو در آوردم و استامینوفن دام بهش.روپام گذاشتم و بالشت تب...
12 آذر 1391

در این چند هفته چه گذشت

عزیرای من سلام.ببخشید که دیر به دیر واستون می نویسم.آخه سرم شلوغه.البته تنبلی جای خود دارد.قصد می کنم شب ها واستون بنویسم اما از مریضی به اینور شما ها شب ها بزور می خوابین و من و بابایی و مادرجون و البته عزیز و بابا بزرگ در تب و تاب خوابوندن شما.دلبرای من الان دیگه غذا می خورین.فرنی و حریره رو دوست دارین اما سوپ زیاد به مزاج محمد پسری خوش نمی یاد.البته برنامه غذایی تون رو واستون می ذارم.الان که دارم می نویسم.طهورا خانم شما بیدار شدی و داری با خودت حرف می زنی و محمد هم مثل همیشه داره تو خواب گریه می کنه.برم تا لجش در نیومده.فعلا"
12 آذر 1391

غدیر خم

مامانی های من.دیروز جشن غدیر بود.جشن مامانی.مامانی تون ساداته.تو این جشن.رسمه همه می رن به دیدن سید ها و ازشون عیدی می گیرن.تو خانواده ما همه سید هستن.هم مامانم با فامیلاش . هم بابام با فامیلاش.کلا"طرف پدریم همه سید هستن{شوهر عمه ها و ....}بجز یکی و سه تا زن عموم.من و دایی جون و زن دایی جون دو گوهره هستیم.یعنی هم بابامون سیده و هم مامانمون.کلی ولوشو پنج شنبه، جمعه ها.الان عمه فداییم "فواد"چهار گوهرست.کلی نذر می کنند سر جدش.از این ها گذشته می خواهم بگم تو این روز امام اولمون توسط پیامبر انتخاب شد.محمدم،طهورا خانم.احترام به سید یادتون نره.از قدیم گفتن نباید به سید پشت کرد چه برسه به بی احترامی.دوستون دارم.دیروز واقعا"خانم و آقا بودین.یاد عمه ح...
14 آبان 1391

نی نی ما هم به دنیا اومد

   بالاخره نی نی کو چولو ما به دنیا اومد.با کلی کلنجار کیسه مامانی رو پاره کرد ولی خودش پایین نیومد و مامانی سزارین شد.عزیزم به دنیاخوش اومدی.بهترین هارو واست می خواهم.فعلا"که آرومی.عمه فدات بشه.الان سه تا شدین.با هم خوب باشین و همدیگر رو دوست داشته باشین.باشه؟هههه دخمله عین طهوراست که همش دنبال پستونک می گرده. راستی یادم رفت اسمه عمه فداییم "فواد"ه.چقدر حس قشنگیه عمه شدن.نه؟ ...
14 آبان 1391

ضد حال خوردن

11 آبان 1391    عزیزم .سلام تولدت مبارک.خیلی دوست دارم.ان شاالله همیشه سالم باشی.خیلی برنامه داشتم واست.از هفته ها قبل کلی تو اینترنت چرخیدم تا امروز واست خاص باشه.اما همه چی بهم ریخت . روز قبل رفتم واست کیف پاسپورتی خریدم.خیلی گشتم.فکر می کردم خیلی شاد شی.صبح روز تولدت بهت تبریک نگفتم.روزه داشتی.رفتم 3 رنگ مقوا خریدم.تو اون دلایلم رو نوشتم.و گذاشتم تو یه جعبه.سبز :دلایل دوست داشتن تو.خداییش هرچی می نوشتم بازم بود.خیلی دوست دارم.قرمز:ناراحتی هام از کارات.زرد :خواسته هام و آرزو هام با تو.11 خواسته .به دلیل اینکه هر چهارتامون 11 هم به دنیا اومدیم.بچه ها گریه می کردن.سپردم به مادرجون.رفتم خونمون تا واست کیک درست کنم و واسه افطا...
12 آبان 1391

دردسر مسافرت طهورا

لیست کارهایی که منو وادار کرد فکر مسافرت با این دو تا رو از سزم بیرون کنم. 1-طهورا خانم دیگه شیشه قبول نمی کرد تا  3روز. 2-به محض رسیدن به هتل اینقدر جیغ کشید که فقط بردمش زیر دوش تا اروم شه. 3-شب ها بدون گهوارش نمی خوابید.(البته این عادت به خاطر این مسافرت از بین رفت) 4-اینقدر گریه می کرد که تمام مسافرین در هتل می دونستن وارد می شه. 5-روز آخر خون دماغ شد 6-...... *البته باعث مسرت است که حالا روی زمین نیز می خوابند این ملکه خانم و با ماشین مدل بالاشون حال می کنند. تو میهمانی این ماشین رو حتما" می برم و ملکه ما بین میهمان ها با راننده شخصی دور داده می شوندو برایشان می خندد و ذوق می کند. نگاش کنید عین پسراس بدون موا...
9 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به meta's twins می باشد